کلمه جو
صفحه اصلی

بی وضو

فرهنگ فارسی

که وضو ندارد ٠ که فاقد طهارت است

لغت نامه دهخدا

بی وضو. [ وُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + وضو = وضوء ) که وضو ندارد. که فاقد طهارت است :
شبی همچو روز قیامت دراز
مغان گرد من بی وضو در نماز.
سعدی.
که دانند در بند حق نیستی
اگر بی وضو در نماز ایستی.
سعدی.
حافظ هر آنکه عشق نورزید و وصل خواست
احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست.
حافظ.
رجوع به وضو شود.


کلمات دیگر: