کلمه جو
صفحه اصلی

اشتاء

لغت نامه دهخدا

اشتاء. [ اِ ] (ع مص ) در زمستان شدن . (تاج المصادر بیهقی ). در زمستان درآمدن . در شتاء درآمدن . || باقحط شدن در زمستان . (منتهی الارب ). دچار غلا و تنگی شدن بزمستان .


( اشتآء ) اشتآء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گوش فراداشتن. ( منتهی الارب ). شنفتن. || پیشی گرفتن. پیش رفتن.
اشتاء. [ اِ ] ( ع مص ) در زمستان شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). در زمستان درآمدن. در شتاء درآمدن. || باقحط شدن در زمستان. ( منتهی الارب ). دچار غلا و تنگی شدن بزمستان.


کلمات دیگر: