( پشت بر آوردن ) ( مصدر ) ۲- زمینهای موجود را برای زراعت بین دهقانان بحکم قرعه توزیع کردن . یا پشت کردن بر چیزی . ترک آن گفتن . یا پشت کردن کتاب . جلد کردن آن تجلید .
پشت بر اوردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( پشت برآوردن ) پشت برآوردن. [پ ُ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) روی گردانیدن :
بگیرید یکسر ره زردهشت
بسوی بت چین برآرید پشت.
بگیرید یکسر ره زردهشت
بسوی بت چین برآرید پشت.
دقیقی.
کلمات دیگر: