موضعی است نام مردی است
زویله
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( زویلة ) زویلة. [ زَ ل َ ] ( اِخ ) شهری است به بربر و شهری است نزدیک افریقیه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نام دو شهر است یکی زویلةالسودان و دیگر زویلةالمهدیة. ( از معجم البلدان ). و رجوع به زویلةالسودان و زویلةالمهدیة شود.
زویلة. [ زَ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است. || نام مردی است. || باب الزویلة در قاهره است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). محله و دروازه ای است در قاهره. ( از معجم البلدان ). دروازه بزرگی است در قاهره که بدر الجمالی سردار سپاهیان در دوران خلافت المستنصر فاطمی ( 1092 م. ) آنرا بنا کرد و در دو جانب دروازه دو مناره است که الملک المؤید شیخ ( سلطان مصر ) آنها را بنا نهاد. ( از المنجد ). رجوع به صبح الاعشی ج 1 ص 371 شود.
زویلة. [ زَ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است. || نام مردی است. || باب الزویلة در قاهره است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). محله و دروازه ای است در قاهره. ( از معجم البلدان ). دروازه بزرگی است در قاهره که بدر الجمالی سردار سپاهیان در دوران خلافت المستنصر فاطمی ( 1092 م. ) آنرا بنا کرد و در دو جانب دروازه دو مناره است که الملک المؤید شیخ ( سلطان مصر ) آنها را بنا نهاد. ( از المنجد ). رجوع به صبح الاعشی ج 1 ص 371 شود.
زویلة. [ زَ ل َ ] (اِخ ) شهری است به بربر و شهری است نزدیک افریقیه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نام دو شهر است یکی زویلةالسودان و دیگر زویلةالمهدیة. (از معجم البلدان ). و رجوع به زویلةالسودان و زویلةالمهدیة شود.
زویلة. [ زَ ل َ ] (اِخ ) موضعی است . || نام مردی است . || باب الزویلة در قاهره است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). محله و دروازه ای است در قاهره . (از معجم البلدان ). دروازه ٔ بزرگی است در قاهره که بدر الجمالی سردار سپاهیان در دوران خلافت المستنصر فاطمی (1092 م .) آنرا بنا کرد و در دو جانب دروازه دو مناره است که الملک المؤید شیخ (سلطان مصر) آنها را بنا نهاد. (از المنجد). رجوع به صبح الاعشی ج 1 ص 371 شود.
کلمات دیگر: