کلمه جو
صفحه اصلی

عشوزنه

لغت نامه دهخدا

( عشوزنة ) عشوزنة. [ ع َ ش َ زَ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث عشوزن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): قناة عشوزنة؛ نیزه سخت. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عشوزن شود.

عشوزنة. [ ع َ ش َ زَ ن َ ] (ع ص ) مؤنث عشوزن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد): قناة عشوزنة؛ نیزه ٔ سخت . (از اقرب الموارد). رجوع به عشوزن شود.



کلمات دیگر: