مقنطر
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) ۱ - کامل شده مکمل . ۲ - تمام بنا شده . ۳ - طاق زده شده .
فرهنگ معین
(مُ قَ طَ ) [ ع . ] (اِمف . ص . ) ۱ - کامل شده . ۲ - تمام بنا شده . ۳ - طاق زده شده . مقنع (مُ نِ ) [ ع . ] (اِفا. ) قانع کننده .
لغت نامه دهخدا
مقنطر. [ م ُ ق َطَ ] ( ع ص ) مکمل و منه : القناطیر المقنطرة . ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مکمل. ( ناظم الاطباء ). مکمل و گویند مُکتَّل . ( از اقرب الموارد ). || کامل و تمام بناشده. || طاق زده. ( ناظم الاطباء ).
کلمات دیگر: