کلمه جو
صفحه اصلی

خسرگ

لغت نامه دهخدا

خسرگ. [ خ ُ س ُ رَ ] ( اِ ) مادرشوهر در لهجه مردم قزوین. ( یادداشت بخط مؤلف ).


کلمات دیگر: