کلمه جو
صفحه اصلی

دژگیر

لغت نامه دهخدا

دژگیر. [ دَ ] ( اِ مرکب ) آلتی است آهنی که بدان خمیر چسبیده تغار را دور کنند. ( از آنندراج ).

دژگیر. [ دُ ] ( ص مرکب ) ترش و حامض وتند و تیز. ( آنندراج ). ترش و حامض. ( ناظم الاطباء ).

دژگیر. [ دَ ] (اِ مرکب ) آلتی است آهنی که بدان خمیر چسبیده ٔ تغار را دور کنند. (از آنندراج ).


دژگیر. [ دُ ] (ص مرکب ) ترش و حامض وتند و تیز. (آنندراج ). ترش و حامض . (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: