کلمه جو
صفحه اصلی

اطروان

لغت نامه دهخدا

اطروان. [ اُ رُ ] ( ع اِ ) اطروان الشباب ؛ آغاز جوانی. شروع جوانی. ( از منتهی الارب ). عنفوان جوانی. اول و غلواء جوانی. ( از اقرب الموارد ).

اطروان. [ ] ( اِخ ) از طسوج الدور. ( تاریخ قم ص 117 ). از دیه های دور آخر. ( تاریخ قم ص 142 ).

اطروان . [ ] (اِخ ) از طسوج الدور. (تاریخ قم ص 117). از دیه های دور آخر. (تاریخ قم ص 142).


اطروان . [ اُ رُ ] (ع اِ) اطروان الشباب ؛ آغاز جوانی . شروع جوانی . (از منتهی الارب ). عنفوان جوانی . اول و غلواء جوانی . (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: