( اطافة ) اطافة. [ اِ ف َ ] ( ع مص ) اطافه کسی به چیزی ؛ نزول کردن بدان. ( از اقرب الموارد ). فرودآمدن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به کسی فرودآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || نزدیک گردیدن به کسی یا چیزی. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || اطافه به امری ؛ احاطه کردن بدان. و در لسان آمده است : طاف به ؛ حام حوله. ( از اقرب الموارد ). احاطه کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گرد چیزی درآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اطافه
لغت نامه دهخدا
اطافة. [ اِ ف َ ] (ع مص ) اطافه ٔ کسی به چیزی ؛ نزول کردن بدان . (از اقرب الموارد). فرودآمدن بر کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به کسی فرودآمدن . (تاج المصادر بیهقی ). || نزدیک گردیدن به کسی یا چیزی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اطافه به امری ؛ احاطه کردن بدان . و در لسان آمده است : طاف به ؛ حام حوله . (از اقرب الموارد). احاطه کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گرد چیزی درآمدن . (تاج المصادر بیهقی ).
کلمات دیگر: