از یکدیگر جدا شدن از همدیگر جدایی کردن و مباینت نمودن .
مفاصله
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( مفاصلة ) مفاصلة. [ م ُ ص َ ل َ ] ( ع مص ) از یکدیگر جدا شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). از همدیگر جدایی کردن و مباینت نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). فصال. ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به فصال شود.
مفاصلة. [ م ُ ص َ ل َ ] (ع مص ) از یکدیگر جدا شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). از همدیگر جدایی کردن و مباینت نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). فصال . (از ناظم الاطباء). و رجوع به فصال شود.
کلمات دیگر: