کلمه جو
صفحه اصلی

اطمال

لغت نامه دهخدا

اطمال. [ اِ ] ( ع مص ) اطمال دفتر؛ پاک کردن و محو ساختن آن. ( از منتهی الارب ). پاک کردن دفتر و محو نمودن آن. یقال : اطمل الدفتر. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). اطمال کاتب دفتر را؛ زدودن آن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).

اطمال. [ اِطْ طِ ] ( ع مص ) اطمال آنچه در حوض باشد ( بصورت مجهول )؛ بیرون آوردن آنچه در آن است و فرونگذاشتن قطره ای در آن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). برآوردن آنچه در حوض و چاه بود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

اطمال . [ اِ ] (ع مص ) اطمال دفتر؛ پاک کردن و محو ساختن آن . (از منتهی الارب ). پاک کردن دفتر و محو نمودن آن . یقال : اطمل الدفتر. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). اطمال کاتب دفتر را؛ زدودن آن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).


اطمال . [ اِطْ طِ ] (ع مص ) اطمال آنچه در حوض باشد (بصورت مجهول )؛ بیرون آوردن آنچه در آن است و فرونگذاشتن قطره ای در آن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). برآوردن آنچه در حوض و چاه بود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: