کلمه جو
صفحه اصلی

الاک

لغت نامه دهخدا

الاک. [ اِل ْ لا ] ( حرف ربط مرکب ) مخفف الاکه. مرکب از الا، ادات استثنا + که ، حرف ربط. مگر که. جز اینکه :
پای طلب از روش فروماند
می بینم و حیله نیست الاک
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله کار خویش گیرم.
سعدی.
رجوع به الا شود.

پیشنهاد کاربران

در گویش تاتی آلاک=آلونک، سرپناه کوچکی که با کاه و گل و سقف تیر چوبی در باغها و زمین های کشاورزی میسازند.


کلمات دیگر: