کلمه جو
صفحه اصلی

پارس کردن

فارسی به انگلیسی

bark, to bark

to bark


bark


فرهنگ فارسی

( مصدر ) عوعو کردن نوفیدن: سگ در خان. صاحبش پارس میکند ( مثل ) .

پیشنهاد کاربران

آوای سگ. واغ واغ ( واق واق ) کردن سگ . نوفیدن. بانگ کردن سگ به شب چون غریبی نزدیک شود.
- امثال :
سگ در خانه صاحبش پارس می کند; یعنی هر کس در خانه خویش یا نزد کسان و اقربای خود شجاع است.
( از خود واژه نامه دهخدا )
پارس در سانسکریت: پاتره pâtra. در اوستایی: پاثره pâşra و در سغدی: پارث pârş شده و در هر سه زبان به معنی: مراقبت، بیداری، نگهبانی، محافظت بوده است. از این رو پارس کردن به معنی مراقبت کردن، نگهبانی دادن است.

پاس کردن ( از ریشه پاسبانی ) درست است؛ نباید پارس کردن خوانده شود، اضافه کردن حرف �ر� در حقیقت یک اشتباه است.


کلمات دیگر: