در آستان. غروب . تنگاتنگ غروب . نزدیک به شامگاه رسیدن و بودن روز .
بیگاه گونه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیگاه گونه. [ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) در آستانه غروب. تنگاتنگ غروب. نزدیک به شامگاه رسیدن و بودن روز : درساعت بونصر بیامد و بیگاه گونه شده بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 404 ).
کلمات دیگر: