دانه ی است سبز کلانتر از کرسنه نان و طبیخ آن را میخورند و آنرا مقشر کرده به گاوان دهد و گاوان را چاق و فربه کند .
بیقه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیقة. [ ق َ ] (ع اِ) دانه ای است سبز کلانتر از کرسنه نان و طبیخ آن را میخورند و آن را مقشر کرده به گاوان دهند و گاوان را چاق و فربه کند. (منتهی الارب ).
( بیقة ) بیقة. [ ق َ ] ( ع اِ ) دانه ای است سبز کلانتر از کرسنه نان و طبیخ آن را میخورند و آن را مقشر کرده به گاوان دهند و گاوان را چاق و فربه کند. ( منتهی الارب ).
کلمات دیگر: