اکول . گلو بنده . پرخوار . مقابل اندک خور .
بیش خوار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیش خوار. [ خوا/خا ] ( نف مرکب )اکول. گلوبنده. پرخوار. مقابل اندک خور :
من از تو بهمت توانگرترم
که تو بیش خواری من اندک خورم.
من از تو بهمت توانگرترم
که تو بیش خواری من اندک خورم.
نظامی.
کلمات دیگر: