اشیقر.[ اُ ش َ ق ِ ] ( اِخ ) وادیی است در حجاز. ( از مراصد ).وادیی است به حجاز. مضرس بن ربیعی گوید :
تحمل من وادی اشیقر حاضره
و الوی بریعان الخیام اعاصره.
اشیقر. [ اُ ش َ ق ِ ] ( اِخ ) قریه ای است متعلق به بنی عکل. ( از معجم البلدان ) ( مراصد ).
اشیقر. [ اُ ش َ ق ِ ] ( اِخ )حفصی گوید کوهی است به یمامه. ( از معجم البلدان ).
تحمل من وادی اشیقر حاضره
و الوی بریعان الخیام اعاصره.
( از معجم البلدان ).
اشیقر. [ اُ ش َ ق ِ ] ( اِخ ) قریه ای است متعلق به بنی عکل. ( از معجم البلدان ) ( مراصد ).
اشیقر. [ اُ ش َ ق ِ ] ( اِخ )حفصی گوید کوهی است به یمامه. ( از معجم البلدان ).