کلمه جو
صفحه اصلی

اصبوحه

لغت نامه دهخدا

( اصبوحة ) اصبوحة. [ اُ ح َ ] ( ع اِ ) اول روز. ( قطر المحیط ). صباح : اتیته اصبوحة کل یوم ؛ یعنی آمدم او را صباح هر روز. ( منتهی الارب ). بامداد. ( ربنجنی ). ج ، اصابیح. ( مهذب الاسماء ).

اصبوحة. [ اُ ح َ ] (ع اِ) اول روز. (قطر المحیط). صباح : اتیته اصبوحة کل یوم ؛ یعنی آمدم او را صباح هر روز. (منتهی الارب ). بامداد. (ربنجنی ). ج ، اصابیح . (مهذب الاسماء).



کلمات دیگر: