کلمه جو
صفحه اصلی

اصار

فرهنگ فارسی

میخ طناب . میخ طناب خیمه . یا حشیش گیاه یا رسن کوتاه که بدان دامن خیمه به میخ بر بندند .

لغت نامه دهخدا

( آصار ) آصار. ( ع اِ ) ج ِ اِصْر.
اصار. [ اِ] ( ع اِ ) میخ طناب. ( اقرب الموارد ). میخ طناب خیمه.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). اصارة. ایصر. || حشیش. ( اقرب الموارد ). گیاه. ( منتهی الارب ). اصارة. ایصر. || رسن کوتاه که بدان دامن خیمه به میخ بربندند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رسن که دامن خیمه با میخ بدان بندند. ج ، اُصُر. ( مهذب الاسماء ). || زنبیل. || گلیمی که در آن گیاه پر کرده آرند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). ج ، اُصُر، آصرة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

اصار. [ اِ] (ع اِ) میخ طناب . (اقرب الموارد). میخ طناب خیمه .(منتهی الارب ) (آنندراج ). اصارة. ایصر. || حشیش . (اقرب الموارد). گیاه . (منتهی الارب ). اصارة. ایصر. || رسن کوتاه که بدان دامن خیمه به میخ بربندند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رسن که دامن خیمه با میخ بدان بندند. ج ، اُصُر. (مهذب الاسماء). || زنبیل . || گلیمی که در آن گیاه پر کرده آرند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). ج ، اُصُر، آصرة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).



کلمات دیگر: