کلمه جو
صفحه اصلی

مستأبط

فرهنگ فارسی

فراخ شکم

لغت نامه دهخدا

مستأبط. [ م ُ ت َءْ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیباط. رجوع به استئباط و استیباط شود. کننده مغاک تنگ دهن فراخ شکم. ( منتهی الارب ). کسی که حفره ای بکند با سری تنگ و انتهائی گشاد. ( اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: