کلمه جو
صفحه اصلی

مست گردانیدن

فرهنگ فارسی

مست کردن

لغت نامه دهخدا

مست گردانیدن. [ م َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) مست کردن. اسکار. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). تهویة. خشم. ( از منتهی الارب ). رجوع به مست و مست کردن شود.


کلمات دیگر: