کلمه جو
صفحه اصلی

مسبوع

فرهنگ فارسی

کسی که از سبع و حیوان درنده پریشان شده

لغت نامه دهخدا

مسبوع. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر سبع. رجوع به سبع شود. || کسی که از سبع و حیوان درنده پریشان شده باشد. ( اقرب الموارد ).


کلمات دیگر: