کلمه جو
صفحه اصلی

مصدقین

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مصدق در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) .
کسانی که گواهی دهند راستی و صداقت کسی را .

لغت نامه دهخدا

مصدقین. [ م ُ ص َدْ دِ ] ( ع اِ ) ج ِ مصدق. که بر راستی کسی یا چیزی را گواهی دهند. ( از یادداشت مؤلف ).

مصدقین. [م ُ ص َدْ دِ ] ( ع ص ، اِ ) کسانی که گواهی دهند راستی و صداقت کسی را. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مصدق شود.

مصدقین . [ م ُ ص َدْ دِ ] (ع اِ) ج ِ مصدق . که بر راستی کسی یا چیزی را گواهی دهند. (از یادداشت مؤلف ).


مصدقین . [م ُ ص َدْ دِ ] (ع ص ، اِ) کسانی که گواهی دهند راستی و صداقت کسی را. (ناظم الاطباء). رجوع به مصدق شود.


پیشنهاد کاربران

در بعضی مواقع مصدق در اصل متصدق [ م ُ ت َ ص َدْ دِ ]است که حرف ت در صاد ادغام شده است لذا در این صورت معنای صدقه دهنده خواهد داشت و جمع آن مصدقون ( مصدقین ) و مصدقات در اصل متصدقون ( متصدقین ) و متصدقات خواهد بود لذا با توجه به عبارت و جمله می توان دریافت که معنی تصدیق کننده دارد یا صدقه دهنده مانند آیه ی 18 سوره ی حدید: ان المصدقین و المصدقات و اقرضوااﷲ قرضاً حسناً یضاعف لهم و لهم اجر کریم؛ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﺻﺪﻗﻪ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻭ ( ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ) ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭﺍﻣﻲ ﻧﻴﻜﻮ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﭘﺎﺩﺍﺷﻲ ﭼﻨﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺟﺮﻱ ﻧﻴﻜﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.


کلمات دیگر: