کلمه جو
صفحه اصلی

انتهای

فارسی به انگلیسی

end, extremity


فرهنگ فارسی

به نهایت رسیدن، بپایان رسیدن، بازایستادن ازکاری ، به پایان رساندن چیزی

پیشنهاد کاربران

دردی=

کنایه از آخر و انتهای هر چیز. درد.
- دردی شب ؛ کنایه است از آخر شب. ( از آنندراج ) : چون وقت به دردی شب کشید و کیفیت شراب زور آورد فرورفتگی خواب با او هم آغوش شد. ( اکبرنامه ، از آنندراج ) .


کلمات دیگر: