کلمه جو
صفحه اصلی

اربیت

لغت نامه دهخدا

اربیت. [ اِ ] ( اِخ ) شهری است به روسیه شرقی ( سیبری )، بمسافت 410 هزارگزی مشرق پِرم در ملتقای دو نهراربیت و نیتزا، دارای 10000 تن سکنه و معادن است.

اربیة. [اُ بی ی َ ] ( ع اِ ) بیغوله ران. کش ران که بشکم پیوسته است. بُن ران. ( غیاث ). بیخ ران یا مابین اعلی و اسفل شکم. بُن ران. کش.
- فتق اربیه . رجوع به فتق و اربیات شود.
|| اهل خانه مرد. || قبیله مرد. || پسرعم مرد. ج ، اربیات.

اربیت . [ اِ ] (اِخ ) شهری است به روسیه ٔ شرقی (سیبری )، بمسافت 410 هزارگزی مشرق پِرم در ملتقای دو نهراربیت و نیتزا، دارای 10000 تن سکنه و معادن است .


پیشنهاد کاربران

اتاق، دفتر کار


کلمات دیگر: