مترادف منفجر شدن : ترکیدن، از حال طبیعی خارج شدن ناگهانی، اوج گرفتن، شدت یافتن، از هم پاشیدن
برابر پارسی : ترکیده شدن، شکافته، گشوده، پاره شدن، پکیدن
ترکیدن
از حال طبیعی خارج شدن (ناگهانی)
اوج گرفتن، شدت یافتن
از هم پاشیدن
۱. ترکیدن
۲. از حال طبیعی خارج شدن (ناگهانی)
۳. اوج گرفتن، شدت یافتن
۴. از هم پاشیدن