دارای بچه گردیدن صاحب طفل .
بچه دار شدن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بچه دار شدن. [ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دارای بچه گردیدن. صاحب طفل شدن. دارای بچه گشتن. || بچه در رحم بستن. دارای بچه شدن. آبستن شدن.
پیشنهاد کاربران
To set baby
give birth to a baby
کلمات دیگر: