میانه حال
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
معتدل نه این و نه آن و هیچ طرفی
لغت نامه دهخدا
میانه حال. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) معتدل. ( منتهی الارب ). نه این و نه آن و هیچ طرفی. ( ناظم الاطباء ) در تداول عوام دور از دو طرف افزونی و کمی. معتدل. نه حال افراط و نه تفریط. موسر. ( یادداشت مؤلف ): اعتدال ؛ میانه حال شدن در کمیت و کیفیت. ( منتهی الارب ).
پیشنهاد کاربران
متوسط
معتدل المزاج
دارای مزاج معتدل میانه حال : لاجرم مردم او تمام خلقا و سلیم الاعضا و معتدل المزاج و عاقل و دانا اند .
دارای مزاج معتدل میانه حال : لاجرم مردم او تمام خلقا و سلیم الاعضا و معتدل المزاج و عاقل و دانا اند .
کلمات دیگر: