تغار ظرف آب
تیغار
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تیغار. ( ع اِ ) تغار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ظرف آب. ( ناظم الاطباء ). الاجانة و یأها زائدة. ج ، تیاغیر. ( اقرب الموارد ). رجوع به اجانة شود.
پیشنهاد کاربران
در زبان بندرعباسی به معنی کنار شخص، یا کنار چیزی، یا شی
تیغار tighaar تیقار ، در گویش شهربابکی به مدفوع پرنده که آبکی باشد گفته می شود ، لازم به ذکر است که مدفوع وادار پرنده هر دو با هم مخلوط شده وسپس از مجرای خروج تخم ، خارج می شوند
کلمات دیگر: