کلمه جو
صفحه اصلی

مضطر گشتن


مترادف مضطر گشتن : بیچاره شدن، درمانده گشتن، ناچار گشتن، گرفتار شدن، درتنگنا قرارگرفتن، تهی دست شدن

مترادف و متضاد

۱. بیچاره شدن، درمانده گشتن، ناچار گشتن
۲. گرفتار شدن، درتنگنا قرارگرفتن
۳. تهیدستشدن



کلمات دیگر: