برابر پارسی : پایان
انقضاء
برابر پارسی : پایان
فارسی به انگلیسی
فارسی به عربی
خطا , مرور
مترادف و متضاد
حد، پا، اتمام، سر، عمد، خاتمه، منظور، مقصود، مراد، نوک، طره، راس، پایان، انتها، فرجام، ختم، سرانجام، ختام، عاقبت، آخر، غایت، انقضاء
راهرو، تصویب، قطعه، گذرگاه، روی داد، نقل قول، عبور، معبر، سیر، عبارت، انقضاء، گذر، پاساژ، اجازه عبور، حق عبور، کار کردن مزاج، عابر، ممر، سفر دریا، عبارت منتخبه از یک کتاب
الحاد، خطا، زوال، مرور، انقضاء، لغزش، گذشت زمان، استفاده از مرور زمان، انحراف موقت، ترک اولی، خطابه خواندن
انقضاء
انقضاء، بازدم، دم براوردگی
فرهنگ معین
(اِ قِ ) [ ع . ] (مص ل . ) به سر آمدن ، سپری شدن .
لغت نامه دهخدا
انقضاء. [ اِ ق ِ ] ( ع مص ) سپری شدن و نابود گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). نابود شدن و منقطع گردیدن. ( از اقرب الموارد ). بسرآمدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( غیاث اللغات ). سپری شدن و بسرآمدن روزگار. ( تاج المصادر بیهقی ). بسرآمدن مدت. ( مصادر زوزنی ). گذشتن. برسیدن. رسیدن. منقضی گشتن. تقضی. انصرام. ( یادداشت مؤلف ).
- انقضاء اجل ؛ منقضی شدن مدت. سرآمدن مهلت. ( یادداشت مؤلف ).
- انقضاء مدت ؛ سر آمدن. بسر آمدن. انصرام آن. ( از یادداشت مؤلف ).
- انقضاء اجل ؛ منقضی شدن مدت. سرآمدن مهلت. ( یادداشت مؤلف ).
- انقضاء مدت ؛ سر آمدن. بسر آمدن. انصرام آن. ( از یادداشت مؤلف ).
کلمات دیگر: