← روش بیهنجارکاهی
بی کا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بیکا. ( اِخ ) دهی است دوفرسنگی جنوب ده بارز بفارس. ( فارسنامه ناصری ).
بیکا. ( اِخ ) دهی از دهستان رودان شهرستان میناب است و 1605 تن سکنه دارد. ( از دائرة المعارف فارسی ).
بیکا. ( اِخ ) دهی از دهستان رودان شهرستان میناب است و 1605 تن سکنه دارد. ( از دائرة المعارف فارسی ).
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{FAR} [آینده پژوهی و آینده نگری] ← روش بی هنجارکاهی
پیشنهاد کاربران
به معنی مکانی که درآن انسانهای بزرگ منش زندگی می کنند
بیکا سرزمین دلیر مردان نام آوری است که ازلی و ابدی اند. . .
بیکاه یعنی جایی که مردمانش غم نمیشناسند همه شوخ طب و خونگرمند
کلمات دیگر: