عمادالاسلام
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عمادالاسلام. [ ع ِ دُل ْ اِ ] ( اِخ ) ابوساعدبن محمدبن احمد حنفی. متوفی در سال 432 هَ. ق. قاضی نیشابور. او راست : کتاب الاعتقاد. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ج 2 ص 1393 ). و نیز رجو به ابوساعد ( ابن محمدبن... ) شود.
عمادالاسلام . [ ع ِ دُل ْ اِ ] (اِخ ) (خواجه ...) ابن خواجه محمد عتیق اﷲ. از وزرای سلطان حسین بایقرا، و برادرزن خواجه قوام الدین نظام الملک بن شهاب الدین اسماعیل خوافی . وی مردی حکیم و کم آزار و رعیت پرور و در عین حال شراب خواره و شهوت ران بود. در اواسط روزگار دولت سلطان حسین میرزا (صاحبقران ) به منصب وزارت رسید و در حدود بیست سال در این مقام بود و سرانجام در روز یکشنبه بیست و یکم رمضان سال 904 هَ . ق . مورد مؤاخذه ٔ سلطان قرار گرفت و دستگیر شد. و چندی پس از آن خواجه نظام الملک مذکور نیز دستگیر شد و در یک روز به قتل رسیدند. (از دستور الوزرای خوندمیرص 430 و 432) (حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 218 و 219)
عمادالاسلام . [ ع ِ دُل ْ اِ ] (اِخ ) ابوساعدبن محمدبن احمد حنفی . متوفی در سال 432 هَ . ق . قاضی نیشابور. او راست : کتاب الاعتقاد. (از کشف الظنون حاجی خلیفه ج 2 ص 1393). و نیز رجو به ابوساعد (ابن محمدبن ...) شود.