عمادالدین طوسی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بر درگه دوست تحفه جز جان نبری
دردت چو دهند نام درمان نبری
بی درد ز درد عشق نالان گشتی
خاموش ، که عرض دردمندان نبری.
( ازریحانة الادب ج 3 ص 501 از ریاض العارفین ص 200 و اواسط مجالس المؤلفین ).
عمادالدین طوسی. [ ع ِ دُدْ دی ن ِ ] ( اِخ ) محمدبن علی بن حمزه ٔطوسی مشهدی ، مکنی به ابوجعفر و ملقب به عمادالدین ومشهور به عماد طوسی و ابن حمزه. از علمای امامیه قرن ششم هَ. ق. رجوع به عماد طوسی و ابن حمزه شود.
عمادالدین طوسی . [ ع ِ دُدْ دی ن ِ ] (اِخ ) فضل اﷲبن علأالدین طوسی مشهدی ، ملقب به عمادالدین . از عرفای عهد شاه اسماعیل صفوی . وی از مریدان حاج محمد خبوشانی ، مشهور به مخدوم اعظم (متوفی 937 هَ . ق .) بوده است و در اندک زمانی در طریق تصوف پیش رفته از مشایخ بزرگ شد و از پیر خود اجازه ٔ ارشاد داشته و شرحی بر لوایح عبدالرحمان جامی نوشته است . شهادت او بنابر نقل قاضی نوراﷲ در سال 914 هَ . ق . در مشهد در حال حیات مرشدخود بود و در همان شهر دفن گردید. از اشعار اوست :
بر درگه دوست تحفه جز جان نبری
دردت چو دهند نام درمان نبری
بی درد ز درد عشق نالان گشتی
خاموش ، که عرض دردمندان نبری .
(ازریحانة الادب ج 3 ص 501 از ریاض العارفین ص 200 و اواسط مجالس المؤلفین ).
عمادالدین طوسی . [ ع ِ دُدْ دی ن ِ ] (اِخ ) محمدبن علی بن حمزه ٔطوسی مشهدی ، مکنی به ابوجعفر و ملقب به عمادالدین ومشهور به عماد طوسی و ابن حمزه . از علمای امامیه ٔ قرن ششم هَ . ق . رجوع به عماد طوسی و ابن حمزه شود.