کلمه جو
صفحه اصلی

شوبر

لغت نامه دهخدا

شوبر. [ ب ِ] ( اِ ) سوبر. حَرَکة. بِهش. زلنفج. برینس. ( یادداشت مؤلف ). نوعی از بلوط.

شوبر. [ ب َ ] ( اِخ ) نام شهری در مصر. رجوع به شوبری شود.

شوبر. [ ب َ ] (اِخ ) نام شهری در مصر. رجوع به شوبری شود.


شوبر. [ ب ِ] (اِ) سوبر. حَرَکة. بِهش . زلنفج . برینس . (یادداشت مؤلف ). نوعی از بلوط.



کلمات دیگر: