کلمه جو
صفحه اصلی

شورمین

لغت نامه دهخدا

شورمین. [ رَ م َ ] ( اِخ ) ( به لفظ تثنیه و الشرم بمعنی «شق » است و شاید از همین ماده اشتقاق شده باشد ) نام جایگاهی است در بلاد بنی طی. ( از معجم البلدان ).

شورمین. ( اِخ ) شهرکی است [ به خراسان ] از عمل هری. ( حدود العالم ).

شورمین . (اِخ ) شهرکی است [ به خراسان ] از عمل هری . (حدود العالم ).


شورمین . [ رَ م َ ] (اِخ ) (به لفظ تثنیه و الشرم بمعنی «شق » است و شاید از همین ماده اشتقاق شده باشد) نام جایگاهی است در بلاد بنی طی . (از معجم البلدان ).



کلمات دیگر: