مترادف ملایی : آخوندی، تحصیل کردگی، سواد، سوادداری
متضاد ملایی : بی سوادی
۱. آخوندی
۲. تحصیلکردگی، سواد، سوادداری ≠ بیسوادی
ملائی . [ م ُ ] (ع ص نسبی ) منسوب به مُلاءَة و آن چادری است که زنان در موقع بیرون رفتن خود را با آن پوشانند. (از انساب سمعانی ).
ملائی . [ م ُل ْ لا ] (اِخ ) دهی از دهستان بیرم است که در بخش گاوبندی شهرستان لار واقع است و 210 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).
ملائی . [ م ُل ْ لا ] (حامص ) شغل و پیشه ٔ ملا. (ناظم الاطباء). سمت و عمل ملا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به امثال و حکم ج 1 ص 20 و ج 4 ص 1731 شود. || تدریس و تعلیم و مکتب داری . (ناظم الاطباء).
ملائی . [ م ُل ْ لا ] (ص نسبی ) منسوب به ملا. (ناظم الاطباء). رجوع به ملا شود. || (اِ) نوعی انگور و این همان ملاحی [ م ُل ْ لا / م ُ ] عرب است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاحی شود.