کلمه جو
صفحه اصلی

ملایی


مترادف ملایی : آخوندی، تحصیل کردگی، سواد، سوادداری

متضاد ملایی : بی سوادی

مترادف و متضاد

۱. آخوندی
۲. تحصیلکردگی، سواد، سوادداری ≠ بیسوادی


فرهنگ فارسی

۱ - ملا بودن با سواد بودن : [ نیست ممکن که تو ملا ز پی ملایی سر انبانی دانش همه جانگشایی . ] ( گل کشتی . توبا. ۲ ) ۴۱۲ - آخوندی

منسوب به ملائ ه و آن چادری است که زنان در موقع بیرون رفتن خود را با آن پوشانند .

لغت نامه دهخدا

ملایی. [ م ُل ْ لا ] ( حامص ) منسوب به ملا و شغل و پیشه ملا. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ملا شود. || تدریس و تعلیم و مکتب داری. ( ناظم الاطباء ).

ملائی . [ م ُ ] (ع ص نسبی ) منسوب به مُلاءَة و آن چادری است که زنان در موقع بیرون رفتن خود را با آن پوشانند. (از انساب سمعانی ).


ملائی . [ م ُل ْ لا ] (اِخ ) دهی از دهستان بیرم است که در بخش گاوبندی شهرستان لار واقع است و 210 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).


ملائی. [ م ُل ْ لا ] ( ص نسبی ) منسوب به ملا. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ملا شود. || ( اِ ) نوعی انگور و این همان ملاحی [ م ُل ْ لا / م ُ ] عرب است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به ملاحی شود.

ملائی. [ م ُل ْ لا ] ( حامص ) شغل و پیشه ملا. ( ناظم الاطباء ). سمت و عمل ملا. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به امثال و حکم ج 1 ص 20 و ج 4 ص 1731 شود. || تدریس و تعلیم و مکتب داری. ( ناظم الاطباء ).

ملائی. [ م ُ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به مُلاءَة و آن چادری است که زنان در موقع بیرون رفتن خود را با آن پوشانند. ( از انساب سمعانی ).

ملائی. [ م ُل ْ لا ] ( اِخ ) دهی از دهستان بیرم است که در بخش گاوبندی شهرستان لار واقع است و 210 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

ملائی . [ م ُل ْ لا ] (حامص ) شغل و پیشه ٔ ملا. (ناظم الاطباء). سمت و عمل ملا. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به امثال و حکم ج 1 ص 20 و ج 4 ص 1731 شود. || تدریس و تعلیم و مکتب داری . (ناظم الاطباء).


ملائی . [ م ُل ْ لا ] (ص نسبی ) منسوب به ملا. (ناظم الاطباء). رجوع به ملا شود. || (اِ) نوعی انگور و این همان ملاحی [ م ُل ْ لا / م ُ ] عرب است . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ملاحی شود.


دانشنامه عمومی

ملایی یا ملائی از نام های خانوادگی برای بعضی افراد است، از جمله:
کاظم ملایی هنرپیشه
سعید ملائی جودوکار
نازنین ملائی قایق ران

ملائی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان لامرد در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان سیگار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۹ نفر (۲۰خانوار) بوده است.

ملائی (نام خانوادگی). ملائی (منسوب به ملا) یک نام خانوادگی است. افراد شاخص با این نام از این قرارند:
سعید ملائی، جودوکار ایرانی
نازنین ملائی، قایقران روئینگ زن اهل ایران

پیشنهاد کاربران

به نظر من ملایی از همان ملا امده ملا ها هم در زمان قدیم قران درس میدادند

به نزر من ملایی یعنی ثروتمند، داناو. . . . . . . .

ملایی یعنی پر، ملا ودانشمند. ملا از مَلَأ میاد یعنی پر حلا پر از ثروت و علم و. . . .


کلمات دیگر: