مترادف ملحوظ داشتن : لحاظ کردن، منظور کردن، ملاحظه کردن، درنظرگرفتن، دیدن، نگریستن
ملحوظ داشتن
مترادف ملحوظ داشتن : لحاظ کردن، منظور کردن، ملاحظه کردن، درنظرگرفتن، دیدن، نگریستن
مترادف و متضاد
۱. لحاظ کردن، منظور کردن، ملاحظه کردن، درنظرگرفتن
۲. دیدن، نگریستن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نگریستن دیدن ملاحظه کردن : [ و از آنجا که غریب دوستی اهل هنر و عیب پوشی ارباب فضل است آنرا بعین الرضا ملحوظ داشتند . ] ( المعجم . چا . دانشگاه . ۲۱ )
کلمات دیگر: