کلمه جو
صفحه اصلی

مقرر گشتن


مترادف مقرر گشتن : مقرر گردیدن، مقرر شدن، مقرر گردانیدن، قرار گذاشتن، قرار گذاشته شدن، آشکار شدن، معلوم شدن

مترادف و متضاد

۱. مقرر گردیدن، مقرر شدن، مقرر گردانیدن
۲. قرار گذاشتن، قرار گذاشته شدن
۳. آشکار شدن، معلوم شدن



کلمات دیگر: