کلمه جو
صفحه اصلی

مقوایی


مترادف مقوایی : از جنس مقوا، بی اساس، بی پایه، غیرواقعی، دروغین، کاذب

فارسی به انگلیسی

of cardboard or pasteboard, [figure, informal] flimey


مترادف و متضاد

۱. از جنسمقوا
۲. بیاساس، بیپایه، غیرواقعی
۳. دروغین، کاذب


فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به مقوا ساخته از مقوا : [ جعبه های مقوایی . ]

لغت نامه دهخدا

مقوایی. [ م ُ ق َوْ وا ] ( ص نسبی ) از مقوا. ساخته شده از مقوا: جعبه مقوایی. جلد مقوایی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- آدم مقوایی یا مثل آدم مقوایی ؛ که نجنبد. که هیچ نکند. ( یادداشت ایضاً ).


کلمات دیگر: