اعضب. [ اَ ض َ ] ( ع ص ) مرد بی یاری گر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کسی که بی یاور باشد. ( از اقرب الموارد ). || کوتاه دست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شتر کوتاه دست. ( از اقرب الموارد ). || برادرمرده. مرد بی برادر و تنها که هیچ کس نداشته باشد. کسی که برادر و هیچ کس نداشته باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کسی که برادر و هیچ کس دیگر نداشته باشد. و گفته اند: کسی که برادرمرده باشد. ( از اقرب الموارد ). || ( اصطلاح عروض ) نوعی از تصرفات عروضی در مفاعلتن که آنرا خَرْم کنند و آن اسقاط میم است پس فاعلتن شود و نقل کنند بسوی مفتعلن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). در عروض ، مفتعلن باشد که مخروم از مفاعلتن است. ( از اقرب الموارد ). || کبش اعضب ؛ تکه گوش شکافته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تکه گوش شکافته. ( آنندراج ). گوش شکافته. ( از اقرب الموارد ). || آن گوسپند که درون سر وی شکسته بود. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). آنکه اندرون سر وی شکسته باشد. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). گوسپند مغزشاخ شکسته. ( یادداشت بخط مؤلف ).
اعضب
لغت نامه دهخدا
دانشنامه عمومی
اعضب، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کارون در استان خوزستان ایران است.که مالکان ان روستا برادران باوی با نام های میجرو یابر باوی میباشند
فهرست روستاهای شهرستان کارون
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان قلعه چنان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲ نفر (۴خانوار) بوده است.
فهرست روستاهای شهرستان کارون
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان قلعه چنان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲ نفر (۴خانوار) بوده است.
wiki: اعضب
کلمات دیگر: