کلمه جو
صفحه اصلی

اضواط

لغت نامه دهخدا

اضواط. [ اِض ْ ] ( ع مص ) اضواط زیار بر اسب ؛ بیطاری کردن بدان اسب را. ( از اقرب الموارد ). رجوع به زیار شود.


کلمات دیگر: