اضاقت. [ اِ ق َ ] ( ع مص ) رجوع به اضاقة شود.
اضاقة. [ اِق َ ] ( ع مص ) تنگ گردانیدن. || رفتن مال کسی و درویش شدن و نیازمند گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رفتن مال کسی و فقیر شدن وی. ( از اقرب الموارد ). تنگدست شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).
اضاقة. [ اِق َ ] ( ع مص ) تنگ گردانیدن. || رفتن مال کسی و درویش شدن و نیازمند گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رفتن مال کسی و فقیر شدن وی. ( از اقرب الموارد ). تنگدست شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ).