( اضلولة ) اضلولة. [ اُ لو ل َ ] ( ع اِ ) ضد هدی ̍. ج ، اضالیل. ( قطر المحیط ). گمراهی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ): قد تمادی فی اضالیل الهوی. ( اقرب الموارد ). و رجوع به اضالیل شود.
اضلوله
لغت نامه دهخدا
اضلولة. [ اُ لو ل َ ] (ع اِ) ضد هدی ̍. ج ، اضالیل . (قطر المحیط). گمراهی . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ): قد تمادی فی اضالیل الهوی . (اقرب الموارد). و رجوع به اضالیل شود.
کلمات دیگر: