پالاینده مغز تهی کننده مغز
مغز پالای
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مغزپالای. [ م َ ] ( نف مرکب ) پالاینده مغز. تهی کننده مغز. پریشان کننده مغز. سلاحی که مغز سر را پراکنده و متلاشی سازد :
پولاده تیغ مغزپالای
سرهای سران فکنده در پای.
پولاده تیغ مغزپالای
سرهای سران فکنده در پای.
نظامی.
کلمات دیگر: