زن تیره شهوت مونث مغتلم
مغتلمه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( مغتلمة ) مغتلمة. [ م ُ ت َ ل ِ م َ ] ( ع ص ) زن تیزشهوت. ( ناظم الاطباء ). زنی که شهوت بر او غلبه کرده باشد. غِلّیم. غِلیمَة. غَلِمَة. ( از اقرب الموارد ). || هر حیوان ماده تیزشهوت. ( ناظم الاطباء ).
مغتلمة. [ م ُ ت َ ل ِ م َ ] (ع ص ) زن تیزشهوت . (ناظم الاطباء). زنی که شهوت بر او غلبه کرده باشد. غِلّیم . غِلیمَة. غَلِمَة. (از اقرب الموارد). || هر حیوان ماده ٔ تیزشهوت . (ناظم الاطباء).
کلمات دیگر: