اضبارة. [ اَ رَ ] (ع اِ) رجوع به اِضْبارة شود.
اضباره
لغت نامه دهخدا
( اضبارة ) اضبارة. [ اِ رَ ] ( ع اِ ) دسته ای از صحف. ( از اقرب الموارد ). پشتواره کتاب و کاغذ و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). یقال : جاء رجل باضبارة من کتب. ( منتهی الارب ). دسته نامه. اضمامة. ( مهذب الاسماء ). ج ، اضابیر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). اِضْبارة، اَضْبارة. ابن سکیت گفت : گویند: جاء فلان باضبارة من کتب و اضمامة من کتب. ج ، اضابیر، اضامیم. و لیث گفت : اضباره ای از صحف یا سهام ؛ یعنی دسته ای. ( از تاج العروس ). || دسته ای از تیرها. ( از اقرب الموارد ).
اضبارة. [ اَ رَ ] ( ع اِ ) رجوع به اِضْبارة شود.
اضبارة. [ اَ رَ ] ( ع اِ ) رجوع به اِضْبارة شود.
اضبارة. [ اِ رَ ] (ع اِ) دسته ای از صحف . (از اقرب الموارد). پشتواره ٔ کتاب و کاغذ و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). یقال : جاء رجل باضبارة من کتب . (منتهی الارب ). دسته ٔ نامه . اضمامة. (مهذب الاسماء). ج ، اضابیر. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). اِضْبارة، اَضْبارة. ابن سکیت گفت : گویند: جاء فلان باضبارة من کتب و اضمامة من کتب . ج ، اضابیر، اضامیم . و لیث گفت : اضباره ای از صحف یا سهام ؛ یعنی دسته ای . (از تاج العروس ). || دسته ای از تیرها. (از اقرب الموارد).
کلمات دیگر: