کلمه جو
صفحه اصلی

اضاقه

لغت نامه دهخدا

اضاقه. [ اِ ق َ ] ( ع مص ) رجوع به اضاقة شود.

اضاقة. [ اِق َ ] (ع مص ) تنگ گردانیدن . || رفتن مال کسی و درویش شدن و نیازمند گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رفتن مال کسی و فقیر شدن وی . (از اقرب الموارد). تنگدست شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ).



کلمات دیگر: